باب ‌اسفنجی شلوار مکعبی: اسفنج پرنده [اسفنجی که می تواند پرواز کند]

دانلود کارتون باب ‌اسفنجی شلوار مکعبی اسفنج پرنده

03:5144280

باب ‌اسفنجی شلوار مکعبی: اسفنج پرنده (اسفنجی که می تواند پرواز کند) یا (کدوم اسفنجی میتونه پیش ابرا بره؟) نام هایی است که به این قسمت گفته می شود. این داستان را به عنوان قسمت گمشده نیز می شناسند.

 

باب ‌اسفنجی شلوار مکعبی اسفنج پرنده

این داستان قسمت 59 از مجموعه تلویزیونی (یا قسمت 19 از فصل 3 ) باب اسفنجی می باشد. در این قسمت باب اسفنجی سعی دارد پرواز کند.

 

 

اطلاعات باب ‌اسفنجی شلوار مکعبی: اسفنج پرنده

کارگردان هنری: Nick Jennings

کارگردان انیمیشن:  Andrew Overtoom

کارگردان انیمیشن:  Tom Yasumi

استوری بورد:  Paul Tibbitt

استوری بورد:  Kent Osborne

نظارت:  Alan Smart

نویسندگان: Paul Tibbitt ,  Kent Osborne  , Merriwether Williams

راوی: تام کنی

تاریخ پخش اصلی:  ۲۱ مارس ۲۰۰۳

 

شاید به این مورد نیز علاقه داشته باشید
اسفنج پرنده
اسفنج پرنده

داستان

در ابتدای این داستان باب اسفنجی در حال شکار عروس دریایی است. هنگام دنبال کردن آنها، عروس دریایی پرواز می کند و باب اسفنجی موفق به شکار آن نمی شود و زمین می خورد. به همین خاطر تصمیم می گیرد پرواز کند. او حرف پدربزرگش را به خاطر می آورد که به او می گوید در جلو خود باید یک پروانه داشته باشی و در پشت خود باید موتور جت داشته باشی تا بتوانی پرواز کنی. او راه های متفاوتی را امتحان می کند. مثلا برای خود بال می گذارد و می پرد، سعی می کند یک هواپیما بسازد، خودش را به یک بادبادک می بندد و … . ولی هر بار با شکست مواجه می شود.

این شکست ها باعث می شود مورد تمسخر مردم قرار بگیرد و هر کس او را می بیند مورد اذیت قرار می دهد. باب اسفنجی بعد از مواجه شدن با این صحنه ها اید خود را از دست می دهد و از پرواز کردن منصرف می شود. او یک روز در حال سشوار موهای خود بود که ناگهان تلفن خانه اش زنگ می خورد. باب همچنان که مشغول صحبت با تلفن بود و می گفت که نمی تواند پرواز کند، سشوار را درون شلوار خود قرار می دهد. باد سشوار باعث می شود که شلوار باب اسفجی باد شود و مانند یک بالن به هوا برود. این کار تصادفی باعث شد تا قهرمان داستان یکبار دیگر موفق شود به خواسته خود دست یابد.

ولی این پایان ماجرا نبود….

باب اسفنجی بعد از پرواز کردن مورد تشویق و تحسین همه قرار می گیرد و بسیار معروف و مشهور می شود. او سعی می کند با این توانایی که دارد به مردم کمک کند. ولی مورد سوء استفاده آنها قرار می گیرد و همه کارهای پیش پا افتاده خود را از او می خواهند. باب از این وضعیت بسیار خسته می شود و تصمیم می گیرد به سرزمین عروس های دریایی برود. زیرا هدف اصلی او از پرواز کردن این بود که به سرزمین عروس دریایی برود. ولی مردم با او مخالفت می کنند و تلاش می کنند که مانع از این کار شوند.

باب اسفنجی تصمیم خود را گرفته و به سمت سرزمین عروس دریایی حرکت می کند. مردم او را دنبال می کنند تا او را بگیرند. وقتی موفق نمی شوند او را بگیرند، با یک گلوله از توپ شلوار او را منفجر می کنند و قضیه پرواز خاتمه می یابد. باب اسفنجی هم از اینکه به حالت زندگی عادی خود برگشته بسیار خوشحال می شود و داستان به اتمام می رسد.


بدون دیدگاه

پاسخ دهید

فیلدهای مورد نیاز با * علامت گذاری شده اند